<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>ابرار</title>
		<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>عوامل مهم برای رفع کدورت در خانواده(1) :</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/عوامل-مهم-برای-رفع-کدورت</link>
			<pubDate>23:59:00 +0330 شنبه، 17 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">277608@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;عامل مهم در انسجام خانواده ها از بین بردن کدورت و توانایی بخشیدن یکدیگر است . از چند دهه پیش روان‏شناس‏ها &amp;#8220;بخشیدن دیگران&amp;#8221; را به عنوان یک موضوع جدید در علمشان مطرح کردند و در موردش تحقیق کرده‏اند، حتی از قدرتی که بخشش دارد یک نوع روان‏ درمانی موثر به وجود آورده‏اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;#8220;همین الان از چند نفر کینه به دل دارید؟&amp;#8221; شمردید؟ حالا بشمارید ببینید چند نفر از شما کینه به دل دارند. لااقل آنهایی را که مطمئنید یک جایی از شما دلخوری دارند و هنوز شما را نبخشیده‏اند نام ببرید. به عنوان یک آدم که هنوز شما را نبخشیده‏اند چه حسی دارید؟ به عنوان آدمی که هنوز تقصیرات یک نفر را نبخشیده است چه حسی؟ به نظر شما ، از این 2تا حس کدامشان بدتر است؟ روان‏شناس‏ها می‏گویند حس کسی که از دیگری کینه به دل دارد خیلی بدتر، آزاردهنده‏تر و برای سلامت روان و حتی بدن خطرناک‏تر است&amp;#8230;&amp;#8230;.. بیایید بخشندگی را تمرین کنیم &amp;#8230;&amp;#8230;.ادامه دارد&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/عوامل-مهم-برای-رفع-کدورت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عامل مهم در انسجام خانواده ها از بین بردن کدورت و توانایی بخشیدن یکدیگر است . از چند دهه پیش روان‏شناس‏ها &#8220;بخشیدن دیگران&#8221; را به عنوان یک موضوع جدید در علمشان مطرح کردند و در موردش تحقیق کرده‏اند، حتی از قدرتی که بخشش دارد یک نوع روان‏ درمانی موثر به وجود آورده‏اند.</p>
<p>&#8220;همین الان از چند نفر کینه به دل دارید؟&#8221; شمردید؟ حالا بشمارید ببینید چند نفر از شما کینه به دل دارند. لااقل آنهایی را که مطمئنید یک جایی از شما دلخوری دارند و هنوز شما را نبخشیده‏اند نام ببرید. به عنوان یک آدم که هنوز شما را نبخشیده‏اند چه حسی دارید؟ به عنوان آدمی که هنوز تقصیرات یک نفر را نبخشیده است چه حسی؟ به نظر شما ، از این 2تا حس کدامشان بدتر است؟ روان‏شناس‏ها می‏گویند حس کسی که از دیگری کینه به دل دارد خیلی بدتر، آزاردهنده‏تر و برای سلامت روان و حتی بدن خطرناک‏تر است&#8230;&#8230;.. بیایید بخشندگی را تمرین کنیم &#8230;&#8230;.ادامه دارد</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/عوامل-مهم-برای-رفع-کدورت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/عوامل-مهم-برای-رفع-کدورت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=277608</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>گریه می کنیم همین!</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/گریه-می-کنیم-همین</link>
			<pubDate>22:22:00 +0330 سه شنبه، 13 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">دینی اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">275801@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;سال ها از صبح تا شب به سختی تلاش کرده بود. دست هایش پینه بسته و چهره اش در آفتاب سوزان، سوخته و پر چین بود. او این رنجها را به این امید تحمل می کرد که فرزندانش خوب درس بخوانند و به جایی برسند، اما فرزندان او، تنها کاری که می کردند «دل سوزی» برای پدر زحمت کش بود و بس! والبته از درس خواندن خبری نبود. هر روز به او و دستان پینه بسته اش نگاه می کردند، آه می کشیدند و گاه گریه ای می کردند؛ به امید آنکه پدر از آنها راضی و خشنود باشد. آنها خوشحال بودند که به یاد پدر و زحمات او هستند و گاهی برای قدردانی از او اشکی می ریزند، اما پدر، تنها و تنها با حیرت و حسرت نظاره گر این رفتار آنها بود و&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آری سر گذشت بسیاری از ما و امام حسین علیه السلام سرگذشت آن پدر و فرزندان خویش است .او برای حفظ دین به قربانگاه رفته و از جان و مال و فرزندان و همه هستی اش گذشته است و فقط از ما عمل صالح و بندگی خدا را طلب کرده است و ما فقط برای او گریه می کنیم !&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/گریه-می-کنیم-همین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ها از صبح تا شب به سختی تلاش کرده بود. دست هایش پینه بسته و چهره اش در آفتاب سوزان، سوخته و پر چین بود. او این رنجها را به این امید تحمل می کرد که فرزندانش خوب درس بخوانند و به جایی برسند، اما فرزندان او، تنها کاری که می کردند «دل سوزی» برای پدر زحمت کش بود و بس! والبته از درس خواندن خبری نبود. هر روز به او و دستان پینه بسته اش نگاه می کردند، آه می کشیدند و گاه گریه ای می کردند؛ به امید آنکه پدر از آنها راضی و خشنود باشد. آنها خوشحال بودند که به یاد پدر و زحمات او هستند و گاهی برای قدردانی از او اشکی می ریزند، اما پدر، تنها و تنها با حیرت و حسرت نظاره گر این رفتار آنها بود و&#8230;</p>
<p>آری سر گذشت بسیاری از ما و امام حسین علیه السلام سرگذشت آن پدر و فرزندان خویش است .او برای حفظ دین به قربانگاه رفته و از جان و مال و فرزندان و همه هستی اش گذشته است و فقط از ما عمل صالح و بندگی خدا را طلب کرده است و ما فقط برای او گریه می کنیم !</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/گریه-می-کنیم-همین">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/گریه-می-کنیم-همین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=275801</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چرا جلو راه افتادی؟</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/چرا-جلو-راه-افتادی</link>
			<pubDate>19:04:00 +0330 شنبه، 10 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">274186@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکبار پس از ملاقات من با امام(ره) در جماران ، یکی از مسئولان مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید و به همراه او پدر پیرش دیده می شد . پس از اینکه وی از خدمت امام بازگشت ، گفت : «وقتی خواستم به حضور امام برسم ، من جلو افتاده بودم و پدرم هم پشت سر من بود . پس از تشرف ، پدرم را به امام معرفی کردم . امام نگاهی کرد و فرمود : «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کردم :«بله». امام فرمود : «پس ، چرا جلو او راه افتادی و وارد شدی؟!».&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;به نقل از کتاب : موعظه خوبان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/چرا-جلو-راه-افتادی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکبار پس از ملاقات من با امام(ره) در جماران ، یکی از مسئولان مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید و به همراه او پدر پیرش دیده می شد . پس از اینکه وی از خدمت امام بازگشت ، گفت : «وقتی خواستم به حضور امام برسم ، من جلو افتاده بودم و پدرم هم پشت سر من بود . پس از تشرف ، پدرم را به امام معرفی کردم . امام نگاهی کرد و فرمود : «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کردم :«بله». امام فرمود : «پس ، چرا جلو او راه افتادی و وارد شدی؟!».</p>
<p style="text-align: left;">به نقل از کتاب : موعظه خوبان</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/چرا-جلو-راه-افتادی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/چرا-جلو-راه-افتادی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=274186</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>احترام به پدر</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/احترام-به-پدر-4</link>
			<pubDate>19:46:00 +0330 چهارشنبه، 7 مهر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">273118@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&amp;#8230;&amp;#8230;.. پدر حاج شیخ عباس قمی ، صاحب مفاتیح الجنان ، پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود ؛ حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که حاج شیخ عباس قمی نوشته بود مسئله می گفت . پدر حاج شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته و حاج شیخ عباس قمی هم چیزی به او نگفته بود .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حاج شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید . ناگهان پدرش جلوی مردم سر او داد زد : «بیا و بنشین ببین حاج شیخ غلامرضا چه می گوید ؟ بیا و بنشین و بفهم !!!» . نگفت این کتاب را من خودم نوشتم ؛ نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع آبروی مرا ریخت ؛ خیره خیره به پدرش نگاه نکرد. فقط آهسته گفت : «پدرجان ، دعا کن بفهمم».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نقل از کتاب : موعظه خوبان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/احترام-به-پدر-4&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230;&#8230;.. پدر حاج شیخ عباس قمی ، صاحب مفاتیح الجنان ، پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود ؛ حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که حاج شیخ عباس قمی نوشته بود مسئله می گفت . پدر حاج شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته و حاج شیخ عباس قمی هم چیزی به او نگفته بود .</p>
<p>حاج شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید . ناگهان پدرش جلوی مردم سر او داد زد : «بیا و بنشین ببین حاج شیخ غلامرضا چه می گوید ؟ بیا و بنشین و بفهم !!!» . نگفت این کتاب را من خودم نوشتم ؛ نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع آبروی مرا ریخت ؛ خیره خیره به پدرش نگاه نکرد. فقط آهسته گفت : «پدرجان ، دعا کن بفهمم».</p>
<p>به نقل از کتاب : موعظه خوبان</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/احترام-به-پدر-4">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/احترام-به-پدر-4#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=273118</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اعتیاد کتاب</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/اعتیاد-کتاب</link>
			<pubDate>23:20:00 +0430 شنبه، 20 شهریور 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">265392@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من جوانان بسیاری دیده ام ، حالا افراد مسن که جای خود دارد ، که حتی مطالعه ی کتاب رمان را هم میل ندارند ! کتاب رمان را یک هفت هشت ده صفحه می خوانند و می گویند حوصله نداریم . درحالی که حاضرند بیست دقیقه ، یا نیم ساعت بنشینند و تبلیغات تلویزیون را ، که قبل از شروع فیلم سینمایی پخش می شود ، تماشا کنند ! حاضر نیستند در این بیست دقیقه ، حتی همان کتاب رمان را بخوانند . حالا نمی گوییم کتاب اجتماعی ، کتاب سیاسی ، یا کتاب علمی ، این ناشی از چیست ؟ ناشی از عدم اعتیاد به کتاب است . مردم میل به کتاب خوانی ندارند ، برای این باید فکری بکنید .  &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;مقام معظم رهبری (دیدار دست اندر کاران برگزاری هفته کتاب 19/8/76)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/اعتیاد-کتاب&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">من جوانان بسیاری دیده ام ، حالا افراد مسن که جای خود دارد ، که حتی مطالعه ی کتاب رمان را هم میل ندارند ! کتاب رمان را یک هفت هشت ده صفحه می خوانند و می گویند حوصله نداریم . درحالی که حاضرند بیست دقیقه ، یا نیم ساعت بنشینند و تبلیغات تلویزیون را ، که قبل از شروع فیلم سینمایی پخش می شود ، تماشا کنند ! حاضر نیستند در این بیست دقیقه ، حتی همان کتاب رمان را بخوانند . حالا نمی گوییم کتاب اجتماعی ، کتاب سیاسی ، یا کتاب علمی ، این ناشی از چیست ؟ ناشی از عدم اعتیاد به کتاب است . مردم میل به کتاب خوانی ندارند ، برای این باید فکری بکنید .  </p>
<p style="text-align: left;">مقام معظم رهبری (دیدار دست اندر کاران برگزاری هفته کتاب 19/8/76)</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/اعتیاد-کتاب">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/اعتیاد-کتاب#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=265392</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>یک دانه برنج = چهارده میلیارد و ششصد میلیون تومان</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/یک-دانه-برنج-چهارده-میلیارد</link>
			<pubDate>18:47:00 +0430 دوشنبه، 14 تیر 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">242297@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگر هر ایرانی روزانه یک عدد برنج دور ریز داشته باشد ، به ازاء هشتاد میلیون ایرانی ، هشتاد میلیون دانه برنج دور ریز خواهد بود و اگر هر ده عدد برنج یک گرم باشد ، در روز هشت تن برنج ، یعنی غذای حداقل چهل هزار نفر اسراف میشود ! و اگر بطور متوسط هر کیلو برنج را 5000 تومان فرض کنیم در سال :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;چهارده میلیارد و ششصد میلیون تومان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فقط با دور ریز یک دانه برنج هدر داده ایم .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا هر ایرانی روزانه یک دانه برنج دور ریز دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصور کنید ما در مورد آب ، نان و &amp;#8230;چگونه عمل میکنیم.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع : تعاونی معنوی ابرار abrar94.blogfa.com&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/یک-دانه-برنج-چهارده-میلیارد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>اگر هر ایرانی روزانه یک عدد برنج دور ریز داشته باشد ، به ازاء هشتاد میلیون ایرانی ، هشتاد میلیون دانه برنج دور ریز خواهد بود و اگر هر ده عدد برنج یک گرم باشد ، در روز هشت تن برنج ، یعنی غذای حداقل چهل هزار نفر اسراف میشود ! و اگر بطور متوسط هر کیلو برنج را 5000 تومان فرض کنیم در سال :</strong></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>چهارده میلیارد و ششصد میلیون تومان</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><strong>فقط با دور ریز یک دانه برنج هدر داده ایم .</strong></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"><strong>آیا هر ایرانی روزانه یک دانه برنج دور ریز دارد؟</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><strong>تصور کنید ما در مورد آب ، نان و &#8230;چگونه عمل میکنیم.</strong></p>
<p style="text-align: left;"><strong>منبع : تعاونی معنوی ابرار abrar94.blogfa.com<br /></strong></p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/یک-دانه-برنج-چهارده-میلیارد">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/یک-دانه-برنج-چهارده-میلیارد#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=242297</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>حکایت</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/حکایت-98</link>
			<pubDate>22:51:00 +0430 پنجشنبه، 9 اردیبهشت 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">222013@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;حکایت شده است که :&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;بهلول با بچه ها مشغول ساختن خانه بود که هارون الرشید او را دید . به وی گفت : عجب مردی هستی که پشت پا به دنیا زدی .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;بهلول گفت : &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;نه ، تو مرد هستی که از آخرت گذشته ای و بدنیا چسبیده ای !&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;منبع : جبهه و جهاد اکبر ، جلد اول ، نوشته استاد مظاهری&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/حکایت-98&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><strong><span style="color: #0000ff;">حکایت شده است که :</span> </strong>بهلول با بچه ها مشغول ساختن خانه بود که هارون الرشید او را دید . به وی گفت : عجب مردی هستی که پشت پا به دنیا زدی .</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;">بهلول گفت : <strong><span style="color: #ff0000;">نه ، تو مرد هستی که از آخرت گذشته ای و بدنیا چسبیده ای !</span></strong></span></p>
<p style="text-align: left;">منبع : جبهه و جهاد اکبر ، جلد اول ، نوشته استاد مظاهری</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/حکایت-98">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/حکایت-98#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=222013</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تشخیص خوب از بد.</title>
			<link>https://abrar95.kowsarblog.ir/تشخیص-خوب-از-بد</link>
			<pubDate>01:54:00 +0430 سه شنبه، 7 اردیبهشت 1395</pubDate>			<dc:creator>زهره قاسمی</dc:creator>
			<category domain="main">اخلاقی و تربیتی</category>			<guid isPermaLink="false">221160@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;در فضای آرام و دوست داشتنی معمولاً همه ما خوب هستیم و برخوردها مودبانه ، با وقار و با متانت است اگر میخواهید کسی را بشناسید ، &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;اورا در نقطه جوش (اوج عصبانیت) ببینید&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;و رفتار او را بسنجید . &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;برای تشخیص سالم بودن یا فاسد بودن شیر ، باید آن را جوشاند و پس از جوشاندن اگر تجزیه در ترکیب آن شکل نگرفت سالم است وگرنه فاسد .&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;انسان نیز اگر در اوج عصبانیت همان ترکیب قبلی را داشت که میتوان گفت احسنت . و اگر تجزیه در آن ترکیب صورت گرفت باید فکری به حال خود کند &amp;#8230;..&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;روزتان بدون گناه &amp;#8230;. مواظب خوبیهایتان باشید.. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;منبع : &lt;a href=&quot;http://abrar94.blogfa.com/1394/10&quot;&gt;http://abrar94.blogfa.com/1394/10&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abrar95.kowsarblog.ir/تشخیص-خوب-از-بد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;">در فضای آرام و دوست داشتنی معمولاً همه ما خوب هستیم و برخوردها مودبانه ، با وقار و با متانت است اگر میخواهید کسی را بشناسید ، <strong><span style="color: #0000ff;">اورا در نقطه جوش (اوج عصبانیت) ببینید</span> </strong>و رفتار او را بسنجید . <strong><span style="color: #ff0000;">برای تشخیص سالم بودن یا فاسد بودن شیر ، باید آن را جوشاند و پس از جوشاندن اگر تجزیه در ترکیب آن شکل نگرفت سالم است وگرنه فاسد .</span> </strong>انسان نیز اگر در اوج عصبانیت همان ترکیب قبلی را داشت که میتوان گفت احسنت . و اگر تجزیه در آن ترکیب صورت گرفت باید فکری به حال خود کند &#8230;..<strong><span style="color: #0000ff;">روزتان بدون گناه &#8230;. مواظب خوبیهایتان باشید.. </span></strong></span></p>
<p style="text-align: left;">منبع : <a href="http://abrar94.blogfa.com/1394/10">http://abrar94.blogfa.com/1394/10</a></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abrar95.kowsarblog.ir/تشخیص-خوب-از-بد">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abrar95.kowsarblog.ir/تشخیص-خوب-از-بد#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abrar95.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=221160</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
